سخنان قرآنی...
و تو اطاعت مکن احدی از منافقان را که دائم سوگند می خورند. و آن کس که دائم عیبجویی و سخن چینی می کند. و خلق را هر چه بتواند از خیر باز می دارد و به بدکاری می کوشد. (آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره ی قلم )
آنکه ظاهر ادعای زهد سلمان می کند/باطنش استاد شیطان است ، گویی نیست هست
و تو اطاعت مکن احدی از منافقان را که دائم سوگند می خورند. و آن کس که دائم عیبجویی و سخن چینی می کند. و خلق را هر چه بتواند از خیر باز می دارد و به بدکاری می کوشد. (آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره ی قلم )
سه مقاله ی مهم در مورد سفیانی عصر ظهور
آیا عبدالله دوم همان سفیانی عصر ظهور است؟!

http://u313.blogfa.com/post-169.aspx

http://www.u313.blogfa.com/post-165.aspx

http://www.u313.blogfa.com/post-170.aspx
دوستان این 3 مقاله حاصل یكسال تلاش بی منت
یك تیم قوی دانشجویی و دانشگاهی می باشد
كه بخاطر علاقه فراوان به حضرت قائم و پدیده ظهور نگاشته شده است
امید است به دقت این مطالب رو بخونید و حدالامكان اطلاع رسانی كنید..
اگرچه همین امروز متوجه شدم امكان تغییر تاكتیك این جرثومه فساد و تباهی
و نوكر اسرائیل ودشمن خونخوار شیعیان (عبدا.. دوم)
با حمله ظاهری به كشور اسرائیل
به بهانه تخریب مسجدالاقصی توسط صهیونیست ها وجود داره..
برای عوام فریبی و اینكه خودشو منجی مسلمانان و شیعیان جا بزنه
در حالیكه رهبر عزیزمون همچنان واكنشی به این مساله نشون ندادن باید
گوش به فرمان رهبر عزیزمون باشیم..
یا مهدی(عج)
امام صادق (ع) فرمود: «اگر مردم می دانستند كه چقدر خیر و بركت در زیارت امام حسین (ع) وجود دارد، برای زیارت كردنش با یكدیگر مقاتله می كردند، و هر آینه اموالشان را برای رفتن به زیارتش می فروختند» 1.
و امام باقر (ع) فرمود: «اگر مردم می دانستند كه زیارت قبر شریف حسین (ع) چه مقدار فضیلت و بركت دارد، از شوق زیارت جان می سپردند و نفسهایشان از شدت حسرت بند می آمد» 2.
1. منتخب کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 87.
2.سفینة البحار، محدث قمی، ج 1 ص 565.

آفریدند مرا تا که گدایت باشم
سائل دائمی دست عطایت باشم
آفریدند مرا از تو بگیرم عصمت
شیعه چشم و دل غرق خدایت باشم
تا خدا هست تو هم باقی فی الله هستی
می شوم مثل تو گر از شهدایت باشم
چون عزای تو بقای همه ی دین خداست
آمدم گرمی این بزم عزایت باشم
تو قتیل العبراتی که خدا فرموده
ای حبیبم من الله بهایت باشم
گرنشد زنده بیایم به حریمت مددی
تا که مدفون شده در کرب و بلایت باشم
شدی آوره که اسلام نگردد تحریف
کاش آواره ی این حکم ولایت باشم

یكى از اعمال مهم ، دعاى اول ماه است . و به جهت اینكه اول این ماه اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهاى قبل از وقت نیز تاثیر خاصى در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد..
1 - یكى از اعمال مهم ، دعاى اول ماه است . و به جهت اینكه اول این ماه اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهاى قبل از وقت نیز تاثیر خاصى در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد، این دعا تاثیر زیادى در سلامتى و دورى از آفات دینى و دنیایى آن سال و بهبودى حال و بدست آوردن نیكیها دارد. و دعایى كه براى اول ماه در اقبال روایت شده دعاى بسیار مفیدى براى مطالب مذكور است .
2 - بهتر است در شب اول، بعضى از نمازهایى را كه در این شب وارد شده به مقدار حال و توانایى خود خوانده - حداقل دو ركعت نمازى را كه شامل حمد و یازده بار "قل هو الله احد" است -، بعد از آن دعایى را كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم بعد از این نماز خوانده است و در كتاب اقبال نقل شده بخواند و فرداى آن روز را روزه بگیرد.
در روایت آمده است : كسى كه چنین عملى را انجام دهد، مانند كسى است كه بمدت یك سال كارهاى خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.
3 - روزه روز سوم. در روایت آمده است: حضرت یوسف علیه السلام در این روز از چاه خارج شد. و اگر كسى این روز را روزه بگیرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختیها را بر او آسان مى نماید.
4 - روایت شده: مستحب است تمام ماه را روزه بگیرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روایت مخصوص داریم اما احتیاط این است كه روز عاشورا را روزه نگیرد ولى از خوردن و آشامیدن تا عصر خوددارى نماید و آنگاه چیزى بخورد یا بیاشامد به جهت این كه امام حسین علیه السلام و یاران حضرت در عصر از غصه هاى این دنیاى پست رهایى یافتند و در هنگام عصر سعادتمند شده و به مطلوب خود كه عبارت بود از دیدار خداوند بزرگ، رسیدند. و شاید به همین جهت است كه دوستان عزادار آن حضرت علیه السلام در عصر این روز غم و غصه آنها كاهش پیدا كرده و از بین مىرود.
حضرت یوسف علیه السلام در روز سوم محرم از چاه خارج شد. و اگر كسى این روز را روزه بگیرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختیها را بر او آسان مى نماید
دو نكته
الف- در سایر اعمال شب و روز عاشورا، از قبیل نمازها و دعاهاى آن - غیر از زیارتها و نمازهاى آن - اشكالهایى وجود دارد. و ممكن است این اعمال ساخته و پرداخته مخالفین شیعه باشد. مواردى مانند استحباب سرمه كشیدن و غیر آن ؛ و حتى اگر از معصومین علیهم السلام نیز روایت شده باشد، باز هم انجام مراسم عزادارى و صلوات فرستادن بر امام علیه السلام و اصحاب او و لعنت نمودن كشندگان آنها بهتر از انجام چیزهایى است كه در آن روایات وارد شده است . زیرا در روایت بر این اعمال نیز تاكید شده است.
ب- از چیزهایى كه عقل آنها را همراه با زیارت آن حضرت علیه السلام لازم مى داند، زیارت اهل بیت و یاران شهید اوست؛ بخصوص با زیارتهایى كه وارد شده است.
--------------------------------------------------------------------------------
برگرفته از کتاب شریف المراقبات حضرت آیت الله ملکی تبریزی
امام رضا (علیه السلام):
إنَّ المُحَرَّمَ شَهرٌ كانَ أهْلُ الجاهِلِیَّةِ یُحَرِّمُونَ فِیهِ القِتالَ، فَاسْتُحِلَّت فِیهِ دِماؤُنا، وَهُتِكَتْ فِیهِ حُرْمَتُنا، وَسُبِیَ فِیهِ ذَرارِینا وَنِساؤُنا.
محرّم ماهی است كه [حتّی] مردم زمان جاهلیّت جنگ را در آن حرام میدانستند، [امّا] در آن ماه خون ما را حلال شمردند، حرمت ما را پایمال و فرزندان و زنان ما را اسیر كردند.
Muharram is the month when even people of the Jāhillīyya time declared fighting unlawful, [but never less] in that month they declared shedding our blood lawful, trampled upon our honor and captured our children and women.
عالم همه قطره اند و درياست حسين خوبان همه بنده اند و مولاست حسين


کلمه یوم با کلمه نهار به یک معنی نیستند. نهار در مقابل لیل مقدار زمانی است که از طلوع شمس تا غروب آن طول می کشد. اصل زمان یک امتداد یکپارچه است که تقسیم حقیقی برنمی دارد. لذا همه تقسیمات آن اعتباری است. و برای چنین تقسیم اعتباری گزینش یک مقدار مقیاس الزامی است. و اوّلین مقیاسی که بشر انتخاب کرده است مقدار مدتی است که در آن مدت ، خورشید یک بار زمین را دور می زند ؛ یا به عبارت امروزی زمین یک بار به دور خود می چرخد. بشر نام این مقیاس را شبانه روز گذاشته و بقیه امور زمانی را با این مقیاس می سنجد. مثلاً هر ساعت یک بیست و چهارم شبانه روز است. یا یک هفته هفت شبانه روز است و... امّا دانشمندان فیزیک برای اینکه مقیاس دقیقتری در اختیار داشته باشند ، مدّت زمان ارتعاش اتم سزیم را واحد زمان قرار داده اند.
امّا کلمه یوم مثل لیل و نهار ، تابع مقیاس نیست. گاه یک قرن را یوم واحد می گویند و گاه یک روز را و گاه یک عمر را ؛ حتّی به وقایع و به فصول نیز یوم اطلاق می شود. از اینجا معلوم می شود که یوم مقدار مشخصی از زمان نیست ؛ بلکه یوم ظرف ظهور امور است. و چون ظهور امور مادّی به تدریج و در طول زمان رخ می دهد ، لذا یوم در مورد زمان نیز به کار می رود. بر این اساس ، آفریده شدن آسمانها و زمین در شش روز ، به این معنی است که آسمانها و زمین در شش مرحله به ظهور رسیده اند. اگر همه هفت آسمانها و زمین ، امور مادّی باشند در آن صورت ، همه این شش مرحله ، مراحل زمانی هستند. ولی لزومی ندارد که این شش مرحله از نظر مدّت زمان ، یکسان باشند. بلکه ممکن است یکی از مراحل ، مثلاً پنج میلیارد سال زمینی طول بکشد ولی مرحله دیگر فقط یک میلیارد سال زمینی باشد. امّا اگر برخی از هفت آسمان ، غیرمادّی باشند ، در آن صورت برخی از این مراحل ششگانه غیر زمانی خواهند بود. ولی در هر حال ، بعید است که مراد از این شش روز ، همان شبانه روز زمین باشد. چون قبل از خلقت زمین و آسمان ، خبری از این شبانه روز نبود. همچنین خود شبانه روز امر ثابتی نیست ؛ بلکه به گفته منجّمین ، در طول عمر زمین ، مدّت شبانه روز متغیّر بوده است.